سبز قامتپنج شنبه ۲۳ آبان ۱۳۹۸

نکات تفسیری بسیار عالی و متناسب با وقت جزء دوم قرآن کریم-تفسیر رمضان

سخن دوست :امـام صـادق علیـه‌السـلام: گـریـه کننـده جـدم از جـای خـود بـر نمی‌خیـزد مـگر اینکه ماننـد روزی ڪه از مـادر متـولد شـده از گنـاهـان پاک اسـت.

نکات کلیدی از جزء دوم قرآن کریم

نکات تفسیری جزء دوم قرآن کریم

موضوع: نکات کلیدی از جزء دوم قرآن کریم

مناسبت: ماه مبارک رمضان

توضیح

در این بخش از وب سایت سبز قامت ما قصد ارائه نکات تفسیری جزء دوم قرآن کریم به شما عزیزان را داریم ، امیدواریم که مورد توجه شما عزیزان واقع شود.

متن

حرکت ، سرعت ، سبقت

 

فراز اول: فَاسْتَبِقُواْ الْخَیرَْاتِ (۱۴۸- بقره)

 

توصیه قرآن کریم در انجام امور خیر و عمل صالح، ابتدا حرکت است و بعد سرعت است و سپس سبقت.

حرکت ، همان عمل کردن به کارهای خیر است که تمام عبادت‌های مستحب و واجب را در بر می‌گیرد و متصف شدن به فضایل اخلاقی را شامل می‌شود.

 

سرعت در این امور هم به این است که هرگاه زمینه انجام آن فراهم شد، بدون فوت وقت آن کار عملی شود. امام باقر علیه‌السلام مرتب سفارش می‌کردند: «إِذَا هَمَمْتَ بِخَیْرٍ فَبَادِرْ فَإِنَّکَ لَا تَدْرِی مَا یَحْدُثُ» هنگامی که تصمیم به کار خیری گرفتی فوراً آن را انجام بده و آن را به بعد موکول نکن؛ چون نمی‌دانی بعد چه می‌شود.

 

سبقت که به معنای پیشی گرفتن است به دو صورت واقع می‌شود یکی در اصل انجام است که فرد از دیگرانی که آن‌ها نیز داوطلب آن کار خیر هستند پیشی گرفته و مثلاً زودتر از آن‌ها دست به جیب شده و مشکل نیازمندی را به میزان توان خودش برطرف می‌سازد. دیگری سبقت در کمیت آن کار خیر است؛ به این شکل که فرد از دیگرانی که آن‌ها هم عامل به کار خیر یا دارای فضیلت اخلاقی‌اند گوی سبقت را ربوده و از آن‌ها متواضع‌تر، صبورتر و مانند آن است.

 

قرآن کریم چنین مؤمنانی را به مقام قرب الهی بشارت می‌دهد و می‌فرماید: «السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ*أُوْلَئکَ الْمُقَرَّبُونَ»

 

آنچه که ما با آن امتحان می‌شویم؟

 

فراز دوم: وَ لَنَبْلُوَنَّکُم بِشیَ‌ْءٍ مِّنَ الخَْوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِّنَ الْأَمْوَالِ وَ الْأَنفُسِ وَ الثَّمَرَاتِ وَ بَشِّرِ الصَّابرِِینَ(۱۵۵- بقره)

 

جهان، صحنه آزمون الهی است. کسی وارد بهشت نمی‌شود مگر آنکه با موفقیت این آزمون‌ها را که پیشینیان هم به آن آزموده شدند یکی پس از دیگری پشت سر گذاشته و سربلند بیرون آید. در همین سوره می‌خوانیم: أَمْ حَسِبْتُمْ أَن تَدْخُلُواْ الْجَنَّهَ وَ لَمَّا یَأْتِکُم مَّثَلُ الَّذِینَ خَلَوْاْ مِن قَبْلِکُم مَّسَّتهُْمُ الْبَأْسَاءُ وَ الضَّرَّاءُ (۲۱۴- بقره) آیا گمان کردید داخل بهشت می‌شوید بی آنکه حوادثی همچون حوادث سخت گذشتگان به شما برسد؟ همان‌ها که شدائد و زیان‌های فراوان به آن‌ها رسید.

آیه مورد بحث به شکلی جزئی‌تر به آن ناملایمات پرداخته و با بیان دقیق ترآسیبهایی که برای امتحان بشر، همواره در زندگی او رخ می‌دهند را بیان می‌کند: «به طور قطع ما همه شما را با اموری همچون ترس و گرسنگی و زیان مالی و جانی و کم شدن فرزندان یا میوه‌ها آزمایش می‌کنیم.» آنان که در این آزمایش‌ها صبر سازنده، پیشه ساختند؛ اهل هدایتند و درود و رحمت الهی روزی آن‌ها می‌شود.

 

سنت‌هایی که کورکورانه تکرار می‌شود

 

فراز سوم: وَ إِذَا قِیلَ لَهُمُ اتَّبِعُواْ مَا أَنزَلَ اللَّهُ قَالُواْ بَلْ نَتَّبِعُ مَا أَلْفَیْنَا عَلَیْهِ ءَابَاءَنَا أَ وَ لَوْ کاَنَ ءَابَاؤُهُمْ لَا یَعْقِلُونَ شَیًْا وَ لَا یَهْتَدُونَ(۱۷۰- بقره)

 

این آیه، رفتار کسانی که کورکورانه از سنت گذشتگان خود پیروی می‌کنند را خطایی بس بزرگ می شمارد و برای بیدار کردن وجدان خفته آن‌ها چنین می‌گوید: اگر نیاکان آن‌ها دانشمندان صاحب نظر و افراد هدایت یافته‌ای بودند جای این بود که از آن‌ها تبعیت شود؛ اما وقتی آن‌ها مردمی نادان و بی سواد و موهوم‌پرست بودند پیروی آن‌ها چه معنایی خواهد داشت؟ آیا این کار، مصداق تقلید جاهل از جاهل نیست؟!

تنها تقلید و تبعیتی که عقل می‌پذیرد و نقل دستور می‌دهد تقلید جاهل از عالم است. مانند تبعیت بی چون و چرایی که بیمار نسبت به دستورات پزشک دارد یا تبعیتی که جاهل به احکام شرعی از سخنان عالم به احکام شرعی دارد.

 

غیر از این را نه عقل می‌پذیرد و نه نقل اجازه می‌دهد؛ مانند پیروی جاهل از جاهل یا عالم از جاهل. کاری که مصداق این نوع تقلیدها باشد از نظر قرآن مردود است و داشتن عناوینی مانند میراث فرهنگی هم نمی‌تواند رنگ صحت و حقیقت به این پیروی غلط و باطل بزند؛ خواه این کار بت پرستی باشد، خواه چهارشنبه سوری.

 

تقوا مهم‌ترین اثر و شاخص قبولی روزه

 

فراز چهارم: یَأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ کُتِبَ عَلَیْکُمُ الصِّیَامُ کَمَا کُتِبَ عَلیَ الَّذِینَ مِن قَبْلِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ(۱۸۳- بقره)

 

بنا بر نظر علامه طباطبایی (ره) این آیه مقدمه ایست برای اعلام حکم وجوب روزه که در دو آیه بعد می‌آید. آنچه در این آیه آمده و از اهمیت بالایی هم برخوردار است بیان اثر روزه است.

 

عبارت لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ که در پایان آیه آمده است در حقیقت اشاره به اثری است که روزه بر روح و جان آدمی می‌گذارد. تقوا به زبان ساده، یعنی حالتی در انسان که او را از گناه باز دارد. تقوا همان حال خوشی است که روزه داران ماه خدا آن را در ایام پایانی ماه رمضان به خوبی احساس می‌کنند. حال خوشی که انسان رغبتی به گناه نداشته بلکه از آن متنفر است

و در عوض به عبادات، خصوصاً قرائت قرآن و خواندن دعا بسیار رغبت دارد.

 

نکته دیگر اینکه این اثر، ملاک خوبی برای نمره دادن به روزه است. هر کس به خود مراجعه کند و با توجه به تأثیری که روزه در تقوا سازی او داشته است به روزه خود نمره دهد و بداند که این کار، عمل به توصیه امیرالمؤمنین علیه‌السلام است که فرمود: حَاسِبُوا أَنْفُسَکُمْ قَبْلَ أَنْ تُحَاسَبُوا عملکرد جان خود را محاسبه کنید قبل از آنکه در قیامت آن را به حساب کشند.

 

دو شرط مهم در اجابت دعا

 

فراز پنجم: وَ إِذَا سَأَلَکَ عِبَادِی عَنیّ‌ِ فَإِنیّ‌ِ قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعْوَهَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ (۱۸۶- بقره)

 

هنگامی که بندگانم از تو سراغ مرا می‌گیرند، همانا من نزدیکم؛ دعای دعا کننده‌ای که مرا بخواند اجابت می‌کنم. در این آیه، خداوند متعال با مقید کردن وعده اجابت به «إِذا دَعانِ»، دو شرط مهم در دعا را به ما گوشزد می‌کند:

 

یکی اینکه دعا باید حقیقتاً دعا باشد. «أُجِیبُ دَعْوَهَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ» مانند آن است که بگوییم: عالم را احترام کن در صورتی که عالم باشد. این جمله یعنی آن عالمی را احترام کن که حقیقتاً عالم باشد و به علم خود عمل کند. جمله إِذا «دَعانِ» نیز می‌فهماند که وعده اجابت در مورد دعایی است که حقیقتاً دعا باشد یعنی قلب دعاکننده آن با زبانش موافق باشد؛ چون دعای حقیقی آن دعائی است که قبل از زبان سر، زبان قلب و فطرت که دروغ در کارش نیست آن را بخواهد.

 

دوم اینکه فرمود «دَعَانِ؛ مرا بخواند». دعایی وعده اجابت دارد که دعاکننده واقعاً آن را از خدا بخواهد؛ پس اگر کسی به زبان، خدا را خواند و در دل، امیدش به اسباب عادی و امور وهمی بود چنین کسی خدا را به دل نخوانده و شرط اجابت دعا را رعایت نکرده است.

 

ورود ممنوع‌های الهی

 

فراز ششم: تِلْکَ حُدُودُ اللَّهِ فَلَا تَعْتَدُوهَا وَ مَن یَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَأُوْلَئکَ هُمُ الظَّالِمُونَ(۲۲۹- بقره)

این فراز در پایان آیه‌ای قرار دارد که خداوند متعال تعدادی از احکام الهی را در آن بیان کرده و در نهایت فرموده است: این‌ها حدود و مرزهای الهی است؛ از آن تجاوز نکنید و آن‌ها که از آن تجاوز می‌کنند ستمگرند.

 

در این آیه تعبیر لطیفی درباره قوانین الهی به چشم می‌خورد و آن تعبیر به «حد» و «مرز» است. بر این اساس، در میان کارهایی که انسان می‌تواند انجام دهد یک سلسله مناطق ممنوعه‌ای وجود دارد که ورود در آن‌ها فوق‌العاده خطرناک است. خداوند متعال با قوانین و احکام این مناطق را مشخص کرده و بسان علائمی هشدار دهنده انسان را از ورود به آن منع می‌کند. بنابراین کسی که معصیت کرد و به این قوانین بی اعتنایی نمود در حقیقت با تجاوز از حد و مرز الهی خود را به دست خود به هلاکت انداخت و بدبخت کرد.

با توجه به این اصل است که در آیه ۱۸۷ همین سوره می‌بینیم که حتی از نزدیک شدن به این مرزها هم نهی شده است تِلْکَ حُدُودُ اللَّهِ فَلا تَقْرَبُوها؛ زیرا نزدیکی به این مرزها، انسان را بر لب پرتگاه قرار می‌دهد و نیز در روایات وارده از طرق اهل بیت علیهم السلام می‌خوانیم که از موارد شبهه‌ناک نهی فرموده‌اند و گفته‌اند: این کار در حکم نزدیک شدن به مرز است و چه بسا با یک غفلت انسانی که به مرز نزدیک شده گام در آن طرف بگذارد و گرفتار هلاکت و نابودی شود.

 

دو جور دعای متفاوت

فراز هفتم: فَمِنَ النَّاسِ مَن یَقُولُ رَبَّنَا ءَاتِنَا فیِ الدُّنْیَا وَ مَا لَهُ فیِ الاَْخِرَهِ مِنْ خَلَاقٍ(۲۰۰) وَ مِنْهُم مَّن یَقُولُ رَبَّنَا ءَاتِنَا فیِ الدُّنْیَا حَسَنَهً وَ فیِ الاَْخِرَهِ حَسَنَهً وَ قِنَا عَذَابَ النَّارِ(۲۰۱) أُوْلَئکَ لَهُمْ نَصِیبٌ مِّمَّا کَسَبُواْ وَ اللَّهُ سَرِیعُ الحِْسَابِ(۲۰۲- بقره)

 

بر اساس این بخش از آیات، درخواست‌های قلبی مردم از خداوند متعال به دو دسته کلی تقسیم می‌شوند. دسته اول درخواست‌هایی اند که فقط به دنیا ختم می‌شوند و کاری به آخرت ندارند؛ یعنی کسی که چنین می‌خواهد برایش مهم نیست که آیا این خواسته او برایش بهشت می‌سازد یا جهنم؛ او پول می‌خواهد و حلال و حرامش برایش مهم نیست. وعده خدا به این عده بی نصیبی از نعمت‌های آخرت است.

دسته دوم درخواست کسانی است که با نگاه به آخرت از خدا طلب می‌کنند. برای این‌ها مهم است که مطلوبشان چه تأثیری در قیامت آن‌ها خواهد گذاشت از این رو درخواست خود را با قید حسنه از خدا می‌خواهند. وعده خدا به این گروه بهره مندی از نعمت‌های بهشت است.

 

جنگ تا کی ادامه خواهد داشت؟

فراز هشتم: لا یَزالُونَ یُقاتِلُونَکُمْ حَتَّی یَرُدُّوکُمْ عَنْ دینِکُمْ إِنِ اسْتَطاعُوا (۲۱۷- بقره)

 

شاید برای شما هم این سوال پیش آمده باشد که این جنگ افروزی های دشمنان بر علیه اسلام و مسلمانی از هر دو نوع، نرم و سخت یا گرم و سردش تا به کی ادامه خواهد داشت؟ آیا این نظریه درست است که اگر ما دست دوستی به سوی آنان دراز کنیم و بر سر میز

مذاکره به هم لبخند بزنیم و در مقابل دوربین‌های خبری دست یکدیگر به محکمی بفشاریم این فشارها بر داشته می‌شود؟

 

پاسخ به این سوال نیاز به فرضیه سازی و تحلیل‌های آنچنانی ندارد؛ همین آیه مورد بحث به روشنی و صراحت فوق‌العاده ای پاسخ را بیان می‌کند که‌ای مسلمانان بدانید جنگ دشمن با شما پایانی ندارد؛ هدف دشمن، گرفتن دین شماست و او به کمتر از این راضی نیست؛ البته اگر بتواند. پس باید به هوش بود و فریب دست‌های مخملین و حرف‌های رویایی او را نخورد.

 

مگر آنکه دست از دشمنی بردارد و بر تمام قراردادهایی که بین دو طرف بسته می‌شود به واقع پایبند باشد؛ اینجاست که جنگ خاتمه یافته اما بیداری و حفظ آمادگی ادامه می‌یابد.

 

 

مفاهیم کلی جزء ۲

 

۱- منظور از امت وسط همان اهل بیت پیامبر هستند (۱۴۳).سوره بقره

 

۲- تغییر قبله (۱۴۳ و ۱۴۴) بقره.

 

۳- شهداء زنده هستند (۱۵۴) بقره.

 

۴- آیه استرجاع (إِنَّا لِلّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعونَ) (۱۵۶) بقره.

 

۵- حج تمتع و حج عمره (۱۵۸) بقره.

 

۶- کتمان کنندگان حقایق دینی ملعون هستند (۱۵۹) بقره.

 

۷- مومن عاشق خداست (۱۶۵) بقره.

 

۸- مواظب حلال و پاکیزه بودن غذا بودن (۱۶۸) بقره.

 

۹- دعوت شیطان به گناه (۱۶۹) بقره.

 

۱۰- حرام بودن گوشت خوک، مردار، خون و حیوانی که بدون نام خدا سر بیده شده (۱۷۳) بقره.

 

۱۱- نیکوکار واقعی را به من معرفی کن (۱۷۷) بقره.

 

۱۲- قانون قصاص و امنیت اجتماعی (۱۷۹) و (۱۷۸) بقره.

 

۱۳- وصیت کنید (۱۸۰) بقره.

 

۱۴- آیه واجب شدن روزه و روزه شخص مسافر و مریض (۱۸۳) و (۱۸۴) بقره.

 

۱۵- نزول قران در ماه رمضان (۱۸۵) بقره.

 

۱۶- قبل از دعا اجابت می‌کنم (۱۸۶) بقره.

 

۱۷- زمان روزه (۱۸۷) بقره.

 

۱۸- رشوه خواری حرام است (۱۸۸) بقره.

 

۱۹- تقویم طبیعی (۱۸۹) بقره.

 

۲۰- به ظالم هم ظلم نکن، احترام به طبیعت و حفظ فضای سبز و طبیعت (۱۹۰) بقره.

 

۲۱- فتنه از قتل بدتر است و فتنه گر از قاتل خطرناک تر (۱۹۱) و (۲۱۷) بقره.

 

۲۲- احکام حج (۱۹۶ – ۲۰۳) بقره

 

۲۳- آیه لیله المبیت (۲۰۷) بقره.

 

۲۴- احتمال بده در تشخیص خیر و شر اشتباه می‌کنید در پس هر امر الهی حکمتی است که ما نمی‌دانیم (۲۱۶) بقره.

 

۲۵- شراب و حرام بودن آن (۲۱۹) بقره.

 

۲۶- حفظ اموال یتمیان (۲۲۰) بقره.

 

۲۷- ازدواج مومن با مشرک حرام است (۲۲۱) بقره.

 

۲۸- همسر داری شایسته یا جدایی و طلاق شایسته (۲۲۸) تا (۲۳۲) بقره.

 

۲۹- مدت شیر دهی مادر به کودک و وظایف پدر (۲۳۳) بقره.

 

۳۰- نماز اول وقت (۲۳۸) بقره.

 

۳۱- پاداش قرض دادن (۲۴۵) بقره.

 

۳۲- فرمانروایی طالوت و بهانه‌های بنی اسرائیل.

 

۳۳- امتحان سپاه طالوت توسط نهر آباد و نقش صبر

 

به این پست امتیاز دهید.
Likes1Dislikes0
نظرات و ارسال نظر